آن آدم که قلم و کاغذ و شور نوشتن را دارد خوشبخت‌ترین آدم است!

من چه خوشبخت بوده‌ام که دنیای نوشتن و کلمه را دارم. کتاب‌ها و نوشته‌های من ثروت زیادی است که دارم. آنچه از زندگی خواسته‌ام و یا آنچه نخواسته‌ام همه را با کلمه و کاغذ دارم. نوشتن نوعی خاطره‌بازی نیست. نوشتن کشف و شهود و زندگی است.

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ – بخوان به نام پروردگاری که جهان را آفرید.

کتابی را خواندم با عنوان شرح زندگی مرغان دریایی. مطالبی را که نمی‌دانستم. در حین خواندن کتاب کنار دریا و در ساحل بودم و صدای جیغ و فریاد مرغان دریایی در گوش من بود. منقارهایی که باز می‌شد و بسته می‌شد. پرزدن و پرواز و شیرجه بلند. موج دریا. آفتاب درخشان. شب‌های پرستاره. چشم‌های شفاف پرنده‌های سفید. صدای تپش قلب‌های کوچک این موجودات ریز و دوست‌داشتنی.

این‌ها دنیا و شور نوشتن است.

حس کردن خوشبختی

مسئولیت را باید به دوش کشید!

بیش از یک سال است که مسئولیت حوزه هنرهای نمایشی را بر دوش می‌کشم. کاری دشوار و سخت که فقط یک مسئولیت برای من حساب نمی‌شود. این کار نوعی تلاش مستمر و سخت و بی‌انتها را طلب می‌کند.همیشه در این حوزه کارهای زیادی هست که باید انجام داد. تئاتر ما در ده سال اخیر رشد چشم‌گیر داشته و جمعیت زیادی در این حوزه فعال هستند. در سال گذشته با همه محدویت یک گزارش آماری مبسوط را استخراج کردیم. بیش از صدو پنجاه هزار نفر در یک دوره چهل ساله در حوزه هنرهای نمایشی فعال بوده‌اند و جمعیتی در حدود هفده هزار نفر در شرایط حاضر در این بخش فعال هستند. سالیانه در حدود سه میلیون و پانصد هزار نفر مخاطب آثار نمایشی هستند و بیش از هشتاد و دو رویداد نمایشی در سراسر کشور برگزار می‌شود که یازده برنامه آن در سطح ملی اجرا می‌شود. گردش مالی یا همان فروش گیشه نمایش در سال ۱۳۹۷ به شکل تقریبی در حدود پانزده میلیارد تومان بوده است که با توجه به شرایط تئاتر که متکی بر بخش دولتی است امار قابل توجهی شناخته می‌شود. (تاکنون از گردش مالی همه آثار نمایشی سالن‌های دولتی و خصوصی گزارش مبسوط در خصوص همه تالارهای نمایشی منتشر نشده است که امیدوارم در سال نود و هشت بتوان این رویه را اجرا کرد.)

در حوزه تئاتر توجه به مطالبه جامعه هنری و ضرورت برنامه‌ریزی کوتاه مدت و دراز مدت و میان مدت در خصوص مسائل مختلف هنر تئاتر و بهره‌مندی از نیروی اجرایی و  انسانی ساختار اداری بسیار اهمیت دارد. ما برای موفقیت این حوزه بخصوص تئاتر علمی راه دور و درازی در پیش داریم. تئاتر ما نیاز به اجرا و اقدامات عملی دارد. آنچه به تنهایی از عهده اداره کل هنرهای نمایشی برنیامده و نیاز به مشارکت جامعه هنرمندان و همگرایی سایر نهادهای فرهنگی و هنری دارد. تجربه این مدت به من ثابت کرده ما برای نیل به یک شرایط قابل قبول باید این راه را طی کنیم. بدبینی و حاشیه و هجمه شاید یکی از مشکلات اصلی این بخش است که متاسفانه انگیزه و شوق را برای توجه به یک برنامه منسجم ذر حوزه اجرا سلب می‌کند. هنر تئاتر گسترده‌گی و تنوع زیاد دارد. جامعه هنری برای فعالیت خود در چارچوب اصول و قواعد نیاز به ترسیم وضعیت و شرایط دارد. اظهار نظر فردی و تحلیل شخصی متکی بر برداشت فردی و یا نگاه احساسی یک آفت این بخش است. غالب جامعه فعال هنری ما از گروه دانش آموختگان مراکز علمی هستند که انتظار می‌رود مطالبه ایده‌ال خود را به تحلیل شرایط واقعی تبدیل کنند وگرنه گام نهادن بر مدار اما و اگرها ما را برای توسعه این هنر دچار مشکل می‌کند.

مسئولیت را باید به دوش کشید.

اولین گام در این راه رسیدن به یک وضعیت آماری و ترسیم شرایط و معرفی فعالیت‌های این حوزه است. این راه یک گام اساسی برای تحلیل شرایط و ترسیم یک نقشه راه است. باید در این راه قدم گذاشت.

وقتی زندگی به میل ما نیست!

روزها و شب‌ها و اوقات زیادی از زندگی احساس ما برخلاف میل است. حال خوب یا بد!… این حس را همه تجربه کرده‌ایم. زندگی مثل آب و هوا دگرگون است. لحظات همیشه آن هوای متفاوت دارد. در سال‌های جنگ چند سال را در روستاهای اطراف شهر زادگاهم زندگی کردیم. کودکی و جنگ. ترس و وحشت آن روزگار هیچ‌وقت از خاطرم نمی‌رود. ما نسلی هستیم که در هراس جنگ نابرابر که انگار هزار سال گذشت حالا روزهای پرامید زندگی را بسیار قدر می‌دانیم. در روستایی که برای فرار از جنگ به آنجا پناه برده بودیم زمان ساکن و یکنواخت بود. ما فقط شاهد سایه دور شهری بودیم که به اجبار ترکش کرده بودیم. اوج اتفاق یورش هواپیما و موشک به شهر ما بود. ما هم مثل شاهدان بی‌تکلیف فقط حسرت خرابی شهری را داشتیم که مجبور به ترکش بودیم. گاه تا چند ماه خبری نبود. فقط ترس و واهمه بی‌نام و نشان که به دل ما چنگ می‌زد. در آن روزگار زندگی به میل ما نبود. اما همه ما عشق و شور زندگی و رویای شیرین برای آینده داشتیم. حالا که به آن دوران فکر می‌کنم می‌توانم زندگی را مثل زمین بدانم. زمین یک شخصیت عزیز است. جایی که بر اساس قانون نیوتن بر آن تکیه داریم. زمین شخصیتی است که گاهی آفتاب دارد. گاهی باران بر او می‌بارد. گاهی برف و سرما لحاف او می‌شود. یک وقت گیاهی بر او می‌روید. یا دانه گندم. وقت دیگر همان گندم خشک شده و دانه او درو می‌شود. گاهی شخم می‌خورد زمین. خیلی وقت‌ها در دل شب و با حسرت نفس می‌کشد. گاهی سبزه‌زار است و چه حسی دارد وقتی پرنده‌ای در آغوش زمین لانه می‌کند. و یک وقت زمین سینه‌اش را بستر آدم می‌کند تا قبر او شود. یک وقت‌هایی خون بر زمین می‌چکد و زمین باید آن را محو کند. گاهی هم تنه درختی را به دل خود بند می‌کند. چه حال عجیبی دارد زمین!… زندگی مثل حس زمین است که گاهی به میل ما نیست

برگرفته از: https://www.instagram.com/p/Blv_aPsH1Z4/?taken-by=shahramkarami

حال خوب را دعا کنیم

دعا یعنی خواستن آنچه که نداریم. دعا یعنی خدایی که حرفهایت را گوش می‌دهد و خواسته‌ات را عمل می‌کند. دعا یعنی جایی که فقط عشق را ببینی. دعا یعنی چیزی مثل نگاه عاشقانه مادر که با داشتن او خواسته‌ات را دست‌یافتنی می‌دانی. چقدر خوب است وقتی این حس در وجود آدم می‌جوشد. وقتی حال ما خوب نیست دعا مثل باران است که بر کویر می‌بارد. دعا وقتی خوب است که برای دیگری طلب داشته باشیم. این یعنی حال خوب…..

برگرفته از صفحه شخصی اینستاگرام به آدرس: https://www.instagram.com/p/BlWmz18nEkH/?taken-by=shahramkarami

 

سایت جدید شهرام کرمی

سایت جدید من به این آدرس راه‌اندازی شد. به زودی مطالب این سایت بروزرسانی خواهد شد. سایت قبلی با آدرس www.shshramkarcmi. com متاسفانه از دسترس خارج شده و با عرض پوزش مطالب و نوشته دیگران در این سایت فعال خواهد شد.