دماوند

دماوند اسم پسرهمسایه ما بود. اسم شناسنامه‌ای او سیامک بود اما پدرش دماوند صدایش می‌زد. فقط پدر او را دماوند صدا می‌زد. کسی نمی‌دانست چرا پدر او را دماوند صدا می‌زد. دماوند یک روز صبح مُرد و او را در گورستان شهر خاک کردند. روی سنگ قبر او نوشتند زنده‌یاد سیامک!… کسی دیگر او را با نام دماوند نمی‌شناخت. حتی پدر هم وقتی با  حسرت از او یاد می‌کرد دیگر دماوند او را صدا نمی‌زد. امروز در روزنامه خواندم که پیرمردی به تنهایی از مسیر جبهه شمالی کوه به بالای قله کوه صعود کرده است. مسیر شمالی سخت‌ترین راه رسیدن به قله است. کنجکاو شدم و عکس مردی که به دماوند صعود کرده بود نگاه کردم. او را شناختم همان مرد همسایه ما بود. روی قله و با پسرش دماوند عکس یادگاری انداخته بود. 

دماوند

آن آدم که قلم و کاغذ و شور نوشتن را دارد خوشبخت‌ترین آدم است!

من چه خوشبخت بوده‌ام که دنیای نوشتن و کلمه را دارم. کتاب‌ها و نوشته‌های من ثروت زیادی است که دارم. آنچه از زندگی خواسته‌ام و یا آنچه نخواسته‌ام همه را با کلمه و کاغذ دارم. نوشتن نوعی خاطره‌بازی نیست. نوشتن کشف و شهود و زندگی است.

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ – بخوان به نام پروردگاری که جهان را آفرید.

کتابی را خواندم با عنوان شرح زندگی مرغان دریایی. مطالبی را که نمی‌دانستم. در حین خواندن کتاب کنار دریا و در ساحل بودم و صدای جیغ و فریاد مرغان دریایی در گوش من بود. منقارهایی که باز می‌شد و بسته می‌شد. پرزدن و پرواز و شیرجه بلند. موج دریا. آفتاب درخشان. شب‌های پرستاره. چشم‌های شفاف پرنده‌های سفید. صدای تپش قلب‌های کوچک این موجودات ریز و دوست‌داشتنی.

این‌ها دنیا و شور نوشتن است.

حس کردن خوشبختی

مسئولیت را باید به دوش کشید!

بیش از یک سال است که مسئولیت حوزه هنرهای نمایشی را بر دوش می‌کشم. کاری دشوار و سخت که فقط یک مسئولیت برای من حساب نمی‌شود. این کار نوعی تلاش مستمر و سخت و بی‌انتها را طلب می‌کند.همیشه در این حوزه کارهای زیادی هست که باید انجام داد. تئاتر ما در ده سال اخیر رشد چشم‌گیر داشته و جمعیت زیادی در این حوزه فعال هستند. در سال گذشته با همه محدویت یک گزارش آماری مبسوط را استخراج کردیم. بیش از صدو پنجاه هزار نفر در یک دوره چهل ساله در حوزه هنرهای نمایشی فعال بوده‌اند و جمعیتی در حدود هفده هزار نفر در شرایط حاضر در این بخش فعال هستند. سالیانه در حدود سه میلیون و پانصد هزار نفر مخاطب آثار نمایشی هستند و بیش از هشتاد و دو رویداد نمایشی در سراسر کشور برگزار می‌شود که یازده برنامه آن در سطح ملی اجرا می‌شود. گردش مالی یا همان فروش گیشه نمایش در سال ۱۳۹۷ به شکل تقریبی در حدود پانزده میلیارد تومان بوده است که با توجه به شرایط تئاتر که متکی بر بخش دولتی است امار قابل توجهی شناخته می‌شود. (تاکنون از گردش مالی همه آثار نمایشی سالن‌های دولتی و خصوصی گزارش مبسوط در خصوص همه تالارهای نمایشی منتشر نشده است که امیدوارم در سال نود و هشت بتوان این رویه را اجرا کرد.)

در حوزه تئاتر توجه به مطالبه جامعه هنری و ضرورت برنامه‌ریزی کوتاه مدت و دراز مدت و میان مدت در خصوص مسائل مختلف هنر تئاتر و بهره‌مندی از نیروی اجرایی و  انسانی ساختار اداری بسیار اهمیت دارد. ما برای موفقیت این حوزه بخصوص تئاتر علمی راه دور و درازی در پیش داریم. تئاتر ما نیاز به اجرا و اقدامات عملی دارد. آنچه به تنهایی از عهده اداره کل هنرهای نمایشی برنیامده و نیاز به مشارکت جامعه هنرمندان و همگرایی سایر نهادهای فرهنگی و هنری دارد. تجربه این مدت به من ثابت کرده ما برای نیل به یک شرایط قابل قبول باید این راه را طی کنیم. بدبینی و حاشیه و هجمه شاید یکی از مشکلات اصلی این بخش است که متاسفانه انگیزه و شوق را برای توجه به یک برنامه منسجم ذر حوزه اجرا سلب می‌کند. هنر تئاتر گسترده‌گی و تنوع زیاد دارد. جامعه هنری برای فعالیت خود در چارچوب اصول و قواعد نیاز به ترسیم وضعیت و شرایط دارد. اظهار نظر فردی و تحلیل شخصی متکی بر برداشت فردی و یا نگاه احساسی یک آفت این بخش است. غالب جامعه فعال هنری ما از گروه دانش آموختگان مراکز علمی هستند که انتظار می‌رود مطالبه ایده‌ال خود را به تحلیل شرایط واقعی تبدیل کنند وگرنه گام نهادن بر مدار اما و اگرها ما را برای توسعه این هنر دچار مشکل می‌کند.

مسئولیت را باید به دوش کشید.

اولین گام در این راه رسیدن به یک وضعیت آماری و ترسیم شرایط و معرفی فعالیت‌های این حوزه است. این راه یک گام اساسی برای تحلیل شرایط و ترسیم یک نقشه راه است. باید در این راه قدم گذاشت.